صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

541

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) اخبار ويژهء اين نبرد پيوسته مسلمانان در انديشهء اين نبرد بودند و خبرهاى پياپى به آنان مىرسيد . از نبطيان كه از سرزمين شام به مدينه روغن زيتون مىآوردند ، شنيدند كه هرقل ، ارتشى فراوان و مركب از چهل هزار نفر جنگجو فراهم ديده و فرماندهى آن را به يكى از جنگاوران رومى داده و طوايف غسّان ، لخم ، جذام و از مسيحيان عرب را تدارك ديده و مقدمهء ارتش به بلقا رسيده است . اين گونه ، مسلمانان در برابر رويداد مهمى قرار گرفتند و مزيد بر علّت ، در گرماى سخت تابستان قرار داشتند و از تنگدستى و عدم امكانات لازم زندگى در رنج و مضيقه بودند و از سويى ، درختان به بار نشسته و هنگام چيدن ميوه‌ها بود و دوست مىداشتند زير سايهء درختان به سر برند و از ميوه‌اش برخوردار شوند ؛ چون اين سفر بسيار طولانى و پرپيچ‌وخم و ناهموار به نظر مىرسيد . ( 2 ) جنگ تبوك و تصميم قاطع پيامبر پيامبر شرايط زمان و دگرگونىهاى متوالى را با نظرى هر چه دقيق‌تر و انديشمندانه‌تر از همه كس مىنگريست و چنان مصلحت ديد كه هرگز روا نيست در برابر حملهء روميان كمترين كاستى و كاهلى نشان دهند و نبايد بگذارند دشمن پا به سرزمين مسلمانان نهد و آتش جنگ برپا كند - و - اندك اندك - به سوى مدينه يورش آورد ؛ زيرا ناپسندترين اثر را بر جاى مىگذارد و دعوت و آوازهء نيك رزم‌آوران مسلمانان را لكه‌دار مىكند و بت‌پرستان و مشركان عرب ، كه شكست سنگينى از نبرد حنين چشيده‌اند و نفس‌هاى آخر را مىكشند ، از نو زنده مىشوند و منافقان هم كه به وسيلهء ابو عامر فاسق با زمامدار روم در تماس‌اند ، هر آن انتظار مىكشند تا مسلمانان گرفتار آيند و همزمان با حملهء روم از پشت خنجر بزنند و خشم خود را فرو بنشانند . بنابراين ، بسيارى از فداكاريها و زحمات پيامبر و يارانش ، به هدر مىرود و آن همه دستاوردها و ارزشهايى كه از راه جهاد و مبارزهء خونين و جد و جهد پىدرپى و بىوقفهء نظامى ، به دست آمده است ، تباه مىگردد و بيهوده مىماند .